پادکست اول ایمنی/ قسمت 95
پادکست اول ایمنی/ قسمت 95
عنوان پادکست:
سقوط داخل مخزن بدلیل تفکر ناایمن از سوی عوامل کارفرما
چهارشنبه 3 دی 1404 – کمربندی شاهرود – کارخانه قند
بوی شیرین و سنگین ملاس، تمام محوطه کارخانه قند رو پر کرده بود. برای رضا، این بو، بوی آینده بود. بوی خونهای که داشت با نامزدش نقشه دکوراسیونش رو میکشید و بوی قسطهای وامی که برای عروسی گرفته بود. رضا، سرکارگر بخش تعمیرات بود؛ جوان، پرانرژی و کمی هم عجول.
اون روز صبح، پمپ انتقال ملاس در مخزن شماره سه از کار افتاد. یک مشکل تکراری. طبق یک سنت نانوشته و خطرناک، راه حل سریع این بود که یکی از بچهها با طناب پایین بره و گرفتگی پمپ رو دستی برطرف کنه. یک کار نیم ساعته. روش استاندارد، یعنی تخلیه کامل مخزن، گازسنجی و تهویه، حداقل نصف روز تا یک شیفت، کار رو میخوابوند و مدیر تولید، اصلاً از شنیدن این حرف خوشش نمیآمد. در این بین حسن آقای عامری کارگر عزیز پنجاه ساله که 20 سال سابقه کار داشت و البته مثل پدر مراقب کارگرا بود و براشون دلسوزی می کرد، اون روز سعی کرد رضا رو منصرف کنه از کاری که میخواست انجام بده. اما ....
آقای هدایتی- همکار رضا و شاهد صحنه حادثه
اون روز حسن آقا به رضا گفت رضا جان، بذار اول گازسنج رو بیارم. این ملاس وقتی میمونه، گاز سمی تولید میکنه. رضا خندید و گفت عمو حسن، بیخیال. صد دفعه رفتیم و اومدیم. اون دستگاه هم که دو ماهه خرابه. تا بخوای بری و بیای من کار رو تموم کردم.
بیسیم به کمرش بست و با یک "یا علی" از دهانه تنگ مخزن پایین رفت. مخزن، تاریک و عمیق بود و فقط نور چراغ قوه روی کلاهش، دیوارههای لزج و تیره رو روشن میکرد.
حسن آقا از اون بالا گفت: رضا جان، صدامو داری؟ اوضاع چطوره؟ رضا با کمی نفسنفس زدن گفت خوبه... دارم میرسم بهش، اینجا خیلی دمه
برنامه اول ایمنی به مدت ۱۵ دقیقه با حضور کارشناس متخصص آغاز و تجربیات مصداقی ایمنی صنعتی به صورت داستانی بیان می شود. نویسنده و بررسی کارشناسی برنامه ها بر عهده آقای دکتر امیر ثابت محمدی می باشد.
ادامه ماجرا را در فایل صوتی زیر دنبال کنید:
لطفا پیشنهاد خود را ثبت بفرمایید:
