پادکست اول ایمنی/ قسمت 94
پادکست اول ایمنی/ قسمت 94
عنوان پادکست:
سقوط از ارتفاع و غریبانه ای بنام پرمیت
دوشنبه 24 آذر 1404 – استان سمنان – نیروگاه سیکل ترکیبی (صدای کیبورد)
اواخر پاییز بود. یک روز خاکستری در دل یکی از بزرگترین نیروگاههای کشور. روزی که قرار بود یک تعمیر ساده، به برگ زرینی در کارنامه پروژه تبدیل شود، اما به صفحهای سیاه و خونین تبدیل شد.
هوا بوی خاک بارانخورده میداد. از همان بوهایی که آدم رو یاد بچگی و دویدن در کوچههای خیس میندازه. اما اینجا، در ارتفاع ۱۲ متری، روی داربستهای سرد و فلزی نیروگاه سیکل ترکیبی، این بو معنای دیگری داشت: یعنی خطر.
باد سرد پاییزی مثل شلاقی نامرئی به صورت سعید میخورد. سعید، سی و پنج ساله، پدر دو دختر کوچک، یکی از ماهرترین جوشکارهای گروه تعمیرات بود. انگشتانش با آهن و آتش رفاقت دیرینهای داشتند. امروز صبح، وقتی مهندس جعفری، سرپرست کارگاه، برگه «پرمیت کار در ارتفاع» رو امضا میکرد، آسمان هنوز آبی بود. روی کاغذ، همه چیز بینقص بود: تاریخ امروز، امضای ناظر ایمنی، امضای سرپرست بهرهبرداری. یک مجوز رسمی برای صعود به قلب تپندهی نیروگاه بودن.
اما آسمان، مثل حال آدمها، یکدفعه میگیره. حدود ساعت ده صبح، لکههای ابر، تیره شدند و باد سرعت گرفت.
آقای خسروی – همکار سعید
اون روز من کنار سعید بودم. به من گفت بابا خیلی باد میاد. چرا مهندس کار رو نمیخوابونه؟؟؟ همون بالا که بودیم مهندس، باد داد زد مهندس هوا خیلی بد شدهها. کار رو بخوابونیم؟
مهندس جعفری نگاهی به ساعتش و بعد به آسمان انداخت. فشار از ناحیه مسئولین بالاسری زیاد بود. پروژه دو روز از برنامه عقب بود و هر ساعت تاخیر، یعنی میلیونها تومان خسارت به شرکت و جریمههای سنگین. واسه همین از اون پایین فریاد زد: «سعید جان، چیزی نمونده. این یه تیکه رو هم جوش بزن تمومه دیگه. تا بخوایم بیایم پایین و دوباره فردا وسایل رو بیاریم بالا، نصف روزمون رفته. یه کم دیگه تحمل کن تمومش کنیم بره. حواست رو جمع کن فقط.»
برنامه اول ایمنی به مدت ۱۵ دقیقه با حضور کارشناس متخصص آغاز و تجربیات مصداقی ایمنی صنعتی به صورت داستانی بیان می شود. نویسنده و بررسی کارشناسی برنامه ها بر عهده آقای دکتر امیر ثابت محمدی می باشد.
ادامه ماجرا را در فایل صوتی زیر دنبال کنید:
لطفا پیشنهاد خود را ثبت بفرمایید:
